درمان درمنزل در فیسبوکپزشکی در منزل در توئیتردرمان در منزل در گوگل پلاس

محاسن ارائه خدمات پزشکي در منزل

 طبق آماري که چند سال پيش گروهي از دانشجويان در يکي از روزنامه ها منتشر کردند از هر 100 نفر ايراني ، 98 نفر اصلا از سيستم ارائه خدمات پزشکي در منزل خبر ندارند. در این مختصر مجال، ذکری از فواید خدمات پزشکی در منزل می آید.

یکی از اهداف اصلي تاسيس چنين موسساتی ايجاد اشتغال براي پزشکان ، پيراپزشکان و پرستاران میباشد. در کشوري مثل ايران که به علت مصرف بالاي آنتي بيوتيک ها، بيماري هاي عفوني نسبت به بيشتر آنها مقاوم شده اند،بعيد نيست سالمندي با يک بيماري ساده که مي توانست در منزل مداوا شود، مدتي در بيمارستان بماند و از آنجا که سيستم دفاعي ضعيف تري دارد با بيماري عفوني مقاومتري مرخص شود؛ اما وقتي تخت منزل يک بيمار، تخت بيمارستاني مي شود، نگراني پزشک از بابت ابتلا به عفونت هاي بيمارستاني بخصوص در سالمندان کمتر خواهد بود.از طرفي مقايسه هزينه تلفني چنددقيقه اي و آمدن یک پزشک به منزل نسبت به هزينه رفت وآمد بيماري با محدوديت حرکتي همراه 2 نفر از آشنايان که بايد قيد ساعات کاري خود را براي جابه جايي بيمارشان تا مطب و بازگرداندنش به خانه بزنند، به اضافه خستگي بيمار و امکان آسيب بيشتر در اين سفر چندساعته ، نشان مي دهد که تنها حسن ارائه خدمات پزشکي در منزل جلوگيري از ابتلا به عفونت هاي بيمارستاني نيست و فوايدي چون کاهش تعداد واسطه ها و سرويس دهي مطلوب و بهنگام ، جلوگيري از اتلاف وقت همراهان بيمار، کاهش بار ترافيکي شهر و آرامش بيشتر بيمار را نبايد دست کم گرفت ؛ ضمن آن که برخي خانواده ها نسبت به بستري شدن بيمارشان در بيمارستان نگرشي منفي دارند و ارائه خدمات پزشکي در منزل بدبيني شان را کم خواهد کرد.

در جامعه ما بيماراني هستند که مرز ميان علل بيماري شان با بحثهاي اخلاقي و حيثيتي تداخل پيدا کرده است ، مثل مبتلايان به ايدز و هپاتيت.اين مرزها طوري به هم نزديک شده اند که ابتلا به يکي از اين بيماري ها در نظر عده اي و البته به غلط مساوي است با بي حيثيتي و مطرود شدن فرد و خانواده اش از جامعه.ارائه خدمات پزشکي در منزل اين امکان را فراهم مي کند که پزشک داوطلبانه و با رضايت خودش به منزل بيمار برود و به درمان يا تسکينش کمک کند. هرچند روش موثرتر در رفع اين معضل ، تصحيح باورهاي غلط درباره اين گونه بيماري هاست.زماني براي صحبت پزشکان با بيماران براساس آماري که بتازگي از سوي وزارت بهداشت و درمان ارائه شده است ، متوسط زماني که بيمار با کادر پزشکي هم صحبت و در حال سرويس گيري از آن است 15 الي 30 دقيقه است.گرچه در حقيقت گاهي اين 15 دقيقه هم تا چند دقيقه کاهش مي يابد و خيل بيماراني که چشم انتظار، پشت در اتاق دکتر نشسته اند يا قدم مي زنند، بيمار را وادار مي کنند در همان 5 دقيقه اول بلند شود و از دکتر خداحافظي کند اما حضور پزشک در منزل ، فرصت کافي براي بررسي علايم بيماري و معاينه دقيق تر را فراهم مي کند.

 از همه مهمتر ايجاد يک سيستم ارجاع است ، چيزي به نفع پزشک و البته بيمار. گرچه سيستم ارجاع سالهاست در ديگر کشورها در قالب واژه هايي چون پزشک خانواده و... پذيرفته شده است ، اما هنوز به گوش مردم و حتي بسياري از پزشکان ايراني آشنا نيست.اين روزها اگر کسي سردرد يا سرگيجه داشته باشد، ترجيح مي دهد فوق تخصص مغز و اعصاب را ملاقات کند. کسي که کمردرد دارد از متخصص ستون فقرات وقت مي گيرد و کسي که معده درد دارد آنقدر صبر مي کند تا پس از 6ماه فلان پزشک فوق تخصص.بيماري هاي دستگاه گوارش از سفر بيايد و به او براي چند ماه بعد وقت بدهد. يک پزشک عمومي مي تواند 70 تا 80 درصد بيماري ها را تشخيص دهد و درمان کند.هر پزشک عمومي براي بيماري هاي شايع سطح جامعه تربيت شده است و فقط در صورتي که بيمار جزو 20 يا 30 درصد بيماران نيازمند به درمان تخصصي باشد بايد به متخصص ارجاع داده شود؛ اما هنوز مردم براي هر درد ساده اي سراغ متخصص ها و فوق تخصص ها مي روند و اين يعني نداشتن سيستم ارجاع در جامعه».«سيستم ارجاع» را به خاطر بسپاريد. با مراجعه به فوق تخصص براي چند بار سرفه کردن يا سردرد يا هر درد ديگري ، او حق دارد شما را به عنوان بيماري پيچيده نگاه کند؛ پس مثل بيماري پيچيده هم با شما برخورد خواهد کرد.به اين ترتيب براي تشخيص سردردي ساده سي تي اسکن لازم مي شود يا با کمي احساس درد در کمر ام.آر.آي لازم خواهد بود و اگر از ناراحتي گوارشي رنج مي بريد، اولين راه آندوسکوپي است که پيش رويتان قرار خواهد گرفت ، در حالي که اين تجهيزات هيچکدام براي بيماران معمولي لازم نيست و ممکن است از 1000 نفري که سردرد دارند فقط يکي به سي تي اسکن احتياج داشته باشد.

خدمات پزشکی در منزل سعي در ايجاد يک سيستم ارجاع کوچک دارد. هر بيمار پس از تماس تحت نظر يک پزشک عمومي خواهد بود و بعد در صورتي که جزو 20 يا 30 درصد بيماراني باشد که به متخصص نياز دارند به يکي از متخصصان ما معرفي مي شود.پس از آن متخصص و تيم پرستاري مسووليت بيمار را به عهده مي گيرند. جز مهم اين طرح ، صرفه جويي در هزينه کلاني است که با آگاهي بخشي به بيماراني که بيماري هاي غيرپيچيده دارند، از سبد خريد دولت و خانواده ها کم مي شود.به اين ترتيب فقط بيماران استفاده کننده از خدمات پزشکي در منزل از سيستم ارجاع بهره مند مي شوند و بقيه مردم از همان شيوه سنتي و رجوع به متخصص ها پيروي مي کنند.گرچه نبودن سيستم ارجاع در جامعه معضلاتي چون بيمار محوري در مراکز درماني ، خرج تراشي هاي غيرضروري ، فرصت و امکانات کمتر براي معالجه بيماران پيچيده تر و بيکاري پزشکان عمومي را به ارمغان آورده ؛ اما هنوز هيچ نهادي مسووليت اجباري کردن چنين سيستمي را در چرخه هاي درماني به عهده نگرفته است.طيف وسيعي از استفاده کنندگان خدمات پزشکي در منزل را سالمندان ، بيماران با محدوديت حرکتي ، مبتلايان به بيماري هاي مزمن يا صعب العلاج و آنها که روزهاي آخر را مي گذرانند يا به قول پزشکانEndStage ها تشکيل مي دهند و معتاداني که تمايل به ترک اعتياد در منزل دارند، زنان باردار، نوزادان و بيماران رواني در درجه دوم اهميت قرار دارند.

متاسفانه فرهنگ سازي لازم در جامعه صورت نگرفته است و به نظر من مسووليت اين فرهنگ سازي بر دوش تمام نهادهاي متولي حل معضلات شهري خواهد بود.باز هم مثل هميشه مشکلات مالي آيا تمام آگاهان از مزاياي خدمات پزشکي در منزل که با وجود نبود فرهنگ سازي به طريقي با آن آشنا شده اند ازاين خدمات استقبال مي کنند؟بيشتر بيماراني که از چنين مراکزي استفاده نمي کنند دليل استفاده نکردن خود را تعرفه هاي بالا مي دانند.اگر تصور کنيد پزشکي که مي توانسته با نشستن توي مطب در مدت پانزده دقيقه دست کم 3 بيمار را ويزيت کند از مرکزي راه مي افتد و ساعتها وقت خود را صرف فقط يک مريض مي کند، آن وقت حتما باور مي کنيد که اين تعرفه ها ناچيزند.ضمن آن که هزينه استهلاک دستگاه هايي را هم که براي آسايش بيماران حمل و نقل مي شوند بايد در نظر داشته باشيم. خدمات پزشکي در منزل با عنوان Home Cure در کشورهاي پيشرفته سالهاست که از سوي بيمه حمايت مي شود و بيمه هزينه حداقل خدمات درماني را به عهده مي گيرد؛ اما در کشور ما هنوز چنين تضميني وجود ندارد و سازمان هاي بيمه حاضر به بستن قرار داد با اين مراکز نيستند.يکي ديگر از دلايل استقبال نکردن مردم ، حضور برخي موسسات خصوصي است که گرچه براي ارائه خدمات پزشکي در منزل تبليغ مي کنند، اما چنين فعاليت هايي در حيطه مجوزشان نيست. يا اگر مجوز دارند نظارت مستمري بر کيفيت کاري آنها وجود ندارد.دکتر بهرامي درباره مراکز خصوصي مي گويد: اگر سازمان هاي متولي خدمات بهداشتي و درماني ، نظارتي دقيق بر اين مراکز داشته باشند خوب است ، اما اين سازمان ها فقط مجوز مي دهند، همين.متاسفانه مراکزي هم هستند که باعنوان ارائه خدمات پزشکي در منازل ، پرستاران ساده و فاقد تحصيلات دانشگاهي در زمينه پرستاري يا بهياراني را که کمکهاي اوليه به آنها آموزش داده شده است ، مي فرستند.چنين پرستاراني خود نيز از امنيت شغلي ، بيمه و سنوات چيزي نمي دانند. حتي بسياري از آنها از مبلغ قراردادي که با خانواده ها بسته شده است بي خبرند و تنها درصد کمي از مبلغ قرارداد را به عنوان حقوق دريافت مي کنند. از سوي ديگر معلوم نيست چه کسي ، سلامت و امنيت صاحبخانه اي را که با تلفن تقاضاي پرستار مي کند تضمين خواهد کرد؟از طرفي خانواده ها هم نمي توانند به پرستاراني که تنها با معرفي يک ضامن و ارائه برگه اي مبني بر سوابق کاري شان به استخدام مرکزي در آمده اند، اعتماد کنند.دکتر بهرامي مي گويد: به هر حال ارائه خدمات پزشکي در منزل براي کلانشهري مثل تهران ضروري است و جايگاه واقعي خود را پيدا خواهد کرد، حتي شايد در آينده اي نزديک چنين طرحي در شهرستان هاي بزرگ هم اجرا شود.با اين که ارائه خدمات پزشکي در منزل مي تواند طرحي معقول و به صرفه باشد، اما هنوز حمايت نهادهاي دولتي ، بيمه و اعتماد اقشار گوناگون جامعه را کم دارد.

  • پر رنگ
  • ایتالیک
  • زیرخط
  • ضربه
  • نقل قول
  • Smileys
  • :confused:
  • :cool:
  • :cry:
  • :laugh:
  • :lol:
  • :normal:
  • :blush:
  • :rolleyes:
  • :sad:
  • :shocked:
  • :sick:
  • :sleeping:
  • :smile:
  • :surprised:
  • :tongue:
  • :unsure:
  • :whistle:
  • :wink: